<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?>
<ArticleSet>
  <Article>
    <Journal>
      <PublisherName>موسسه انتشارات بین المللی چتر اندیشه</PublisherName>
      <JournalTitle>مجله پژوهش و مطالعات علوم اسلامی</JournalTitle>
      <Issn>2676-5780</Issn>
      <Volume>8</Volume>
      <Issue>81</Issue>
      <PubDate PubStatus="epublish">
        <Year>2026</Year>
        <Month>04</Month>
        <Day>16</Day>
      </PubDate>
    </Journal>

    <ArticleTitle></ArticleTitle>
    <VernacularTitle>نقش مدیریت فرهنگی و هنری در ترویج سبک زندگی مبتنی بر اخلاق اسلامی در جامعه</VernacularTitle>
    <FirstPage>46</FirstPage>
    <LastPage>56</LastPage>
    <ELocationID EIdType="doi">10.22051/jera.2021.31891.2698</ELocationID>
    <Language>FA</Language>

    <AuthorList>
      <Author>
        <FirstName>سعید</FirstName>
                <Affiliation>گروه مدیریت فرهنگی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران</Affiliation>
      </Author>
    </AuthorList>

    <PublicationType></PublicationType>

    <History>
      <PubDate PubStatus="received">
        <Year>2025</Year>
        <Month>11</Month>
        <Day>23</Day>
      </PubDate>
    </History>

    <Abstract></Abstract>
    <OtherAbstract Language="FA">مدیریت فرهنگی و هنری، در مقام یکی از مؤثرترین حوزه‌های سیاست‌گذاری و راهبری اجتماعی، نقشی بنیادین در شکل‌دهی، تثبیت و بازتولید الگوهای زیستی، ارزشی و هنجاری جامعه ایفا می‌کند. در جوامعی که دین و اخلاق دینی از جایگاه راهبردی در سازمان اجتماعی برخوردارند، مدیریت فرهنگی و هنری می‌تواند با استفاده از سازوکارهای نرم، نمادین و اقناعی، زمینه ترویج سبک زندگی مبتنی بر اخلاق اسلامی را فراهم آورد. سبک زندگی اسلامی صرفاً مجموعه‌ای از رفتارهای فردی عبادی نیست، بلکه نظامی منسجم از باورها، ارزش‌ها، نگرش‌ها و الگوهای رفتاری در عرصه‌های خانواده، مصرف، فراغت، رسانه، روابط اجتماعی، کار، مسئولیت‌پذیری و زیست اخلاقی است. بر این اساس، مقاله حاضر با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با اتکا به منابع معتبر داخلی و خارجی، به بررسی نسبت میان مدیریت فرهنگی و هنری و ترویج سبک زندگی مبتنی بر اخلاق اسلامی می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد مدیریت فرهنگی و هنری، از طریق سیاست‌گذاری ارزشی، تولید و توزیع محصولات فرهنگی، مدیریت نهادهای هنری، بازنمایی نمادهای اخلاقی در رسانه‌ها، حمایت از هنر متعهد، و ایجاد زیست‌بوم فرهنگی همسو با ارزش‌های دینی، می‌تواند در ارتقای فضائل اخلاقی مانند صداقت، عفاف، مسئولیت‌پذیری، قناعت، عدالت‌خواهی، کرامت انسانی و همبستگی اجتماعی اثرگذار باشد. همچنین، کارآمدی این مدیریت مستلزم توجه همزمان به مقتضیات جامعه معاصر، تحولات رسانه‌ای، ذائقه نسل جدید و ضرورت بهره‌گیری از زبان هنر در انتقال مفاهیم اخلاق اسلامی است. در نهایت، مقاله پیشنهاد می‌کند که برای تحقق سبک زندگی اخلاق‌محور، مدیریت فرهنگی و هنری باید از رویکردهای دستوری و شعاری فاصله گرفته و به سمت الگوهای مشارکتی، خلاق، اقناعی و آینده‌نگر حرکت کند.</OtherAbstract>

    <ObjectList>
    </ObjectList>

    <ArchiveCopySource DocType="pdf">/downloadfilepdf/23460</ArchiveCopySource>
  </Article>
</ArticleSet>
