واکاوی انحاء و ابعاد راهبردهای تقویت دیپلماسی نظامی (جهت ثبات امنیت) در اسلام
واکاوی انحاء و ابعاد راهبردهای تقویت دیپلماسی نظامی (جهت ثبات امنیت) در اسلام
دوره 2، شماره 20، اسفند 99، صفحه 81 - 68
نویسندگان : علی خدابخشی سورشجانی و مجتبی انصاری مقدم *

چکیده :
ديپلماسي روشي براي حل مسائل مربوط به روابط خارجي یک گروه یا جامعه به‌وسیله گفتگو يا هر روش مسالمت‌آمیز ديگر است. از دیرباز تاکنون عمل دیپلماسی برای حفظ ارتباط مسالمت‌آمیز در میان ملل معروف بوده است. ازاین‌رو، مسئله دیپلماسی هم برای شخص و هم برای اجتماع از اهم موضوعات بوده و در تعالیم اسلامی اهمیت زیادی داده‌شده است. پرسش اصلی در پژوهش حاضر این است که اسلام در حوزه دیپلماسی نظامی مطلوب چه راهبردهایی معرفی می‌نماید و هر یک از این راهبردها چه گستره‌ای دارند. بدین ترتیب، پژوهش حاضر به دنبال استخراج راهبردهای تقویت دیپلماسی نظامی جهت ثبات امنیت است. این پژوهش از نوع نظری است که با روش توصيفی- تحليلی انجام‌گرفته‌ و از نوع تحقیقات میان‌رشته‌ای یا اندر رشته‌ای در جهت توسعه علوم انسانی است. در یک نگاه کلی، اسلام برای سفیر و دیپلمات ویژگی هایی چون «آراستگی ظاهری، ذکاوت و هوشمندی، کنترل بردباری و احساسات، آشنایی با کشور محل مأموریت، توانمند و کاردان بودن دیپلمات» معرفی می نماید. از طرفی هم ویژگی هایی جهت مذاکره مطلوب معرفی می کند تا انسان ها در ادوار مختلف بتوانند از این تئوری مطلوب استفاده ببرند. دین مبین اسلام برای تقویت دیپلماسی نظامی راهبردهایی را معرفی می نماید؛ ازجمله؛ «اعتزال، ارسال پیام کتبی و شفاهی به سران دولت‌ها، اعزام نماینده و مذاکرات، مذاکره پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) با سفیران و نمایندگان، کنگره‌ها و بحث‌های آزاد، وفای به تعهدات نظامی، از بین بردن زمینه‌های مخاصمات، مذاکره برای انصراف از درگیری مسلحانه و میانجی‌گری».

واژگان کلیدی :
اسلام، دیپلماسی نظامی، جدال نیک، اعتزال، میانجی گری